عقايد و افکار انسان بسته به شرايط محيطی !
و زمان متغير است ولی
عقايد امروزت برای تو مقدس است ...
زير زمين :
صبح
با سرفۀ خلتیِ امید !
از مرگِ شبانه ات
بیدار می شوی
می خوری
می نوشی
می کِشی
تا پروانۀ شهوت را
رام کنی ولی
او هم به رویت تف می کند !
می شکنی
مانند سکوتی ایستا
از جنس نعره ای عقیم
و آخرین پناهگاهت
معبد تنهایی و طهارت است ...
هم کف :
به راستی تو با
مایعی که در طاق زندگی می لولد
تا خود را
به مقصد مدفون هستی
برساند ،
چه فرقی داری ؟
طبقه ی آخر :
.
.
.
تردید
وحشت
هیاهو
.
.
.
پس چرا سیفون را نمی کشی ؟!
شهریور 85 مردمک